آبشالوم آبشالوم (Absalom, Absalom)
نویسنده : ویلیام فاکنر (1897-1962 آمریکا)
مترجم : صالح حسینی
انتشارات : نیلوفر
413 صفحه
آدمایی
هستند که سر و دلشون با هم در مبارزه اند. یعنی بین احساس و منطق درگیرند.
آدمی رو می شناختم که وارد این جنگ شد و در نهایت منطق اش بر احساسش غلبه
کرد. اینگونه افراد به فردی خودمدار بیرحم تبدیل می شود که جز هدفش به چیز
دیگری فکر نمی کند. تامس ساتپن نیز چنین فردی بود.
ساتپن
یک دورگه اسکاتلندی - انگلیسی ست که روزی به یوکناپاتافا وارد می شود. صد
جریب زمین را به دوز و کلکی از سرخ پوستان می خرد و خانه بزرگی را در آن می
سازد. با الن دختر یکی از معتمدین شهر ازدواج می کند و صاحب پسر و دختری
به نامهای هنری و جودیت می شود. هنری در دانشگاه با چارلز اشنا می شود.
چارلز عاشق خواهر هنری می شود و سپس ساتپن می فهمد که چارلز پسر خودش از
ازدواج اولش بوده است. رزا خاله هنری و جودیت در حال روایت داستان درحال
کشف نکته هایی از این خانواده نفرین شده است....
داستان
جذاب و زیبایی داره. کتاب راویان مختلفی داره که معروفترین آنها کونتین
کامپسون رمان خشم و هیاهوست. داستان توو یک خط سیر مستقیم نیست و زمان ها
درهم ریخته است. مثل بقیه کارها فاکنر شاهد جمله های خیلی بلند و گاها خسته
کننده هستیم. با اینهمه او با قدرت قلم اش خواننده را وادار می کند تا
پایان کتاب همراهش شود. در
مورد نام رمان هم بگم که آبشالوم نام تنها پسر داوود بوده که با هم مشکل
داشته اند و اینکه این پسر در جوانی می میرد. فاکنر این کتاب را در سال
1936 نوشته است.
ویلیام فاکنر در سال 1949 موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد.
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 23:0 توسط memoll
|