لوسترهای خوشمزه!!!!!!!!!!!!!!!!





به سلامتي اون پسري که وقتي تو خيابون
نگاهش به يه دختر ناز و خوشگل ميفته بازم
سرشو ميندازه پايين و زير لب ميگه:
اگه آخرشم باشي...
انگشت کوچيکه عشقمم نيستي


که علاوه بر اینکه مد روز وتحصیل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرمیهای الکی تو زندگی دنبال پیشرفتن.
2.مدل ناز نازی :
این مدل کارو زندگیشون با دوستا بیرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگی تو اتاقشون عروسک نگه میدارن فعالیتهاشونم شامل خریدن هر چیز مد روزو به باد دادن پولای باباجون هست.
3.مدل اجتماعی :
این عده بیشتر شامل دخترای فمینیستیه که عاشق شرکت تو فعالیتهای اجتماعین ولی وسط همون کارها هم تا یکم کار جدی بشه دادشون در میاد که بابا ما خانومیم این قدر کار سخت بهمون ندین!
4.مدل مرد ذلیل :
این مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن (به علت کمیاب بودن این مدل نتونستم اطلاعات بیشتری در موردشون پیداکنم).
5.مدل مامانم اینا :
این مدل دخترای محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام میدن خیلیاشونو میشه تو گروه خرخونا که تو پایین توضیح دادم هم پیدا کرد.
6.مدل ضد پسر :
این مدل یه جورایی همکارمنن همه فکر و ذکرشون اینه که یه پسرو ضایع کنن و تا یک سال این اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعریف کنن
7.مدل خرخون :
این مدل تو زندگی فقط یه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بری میبینی از دیپلم خیاطی بگیر تا گواهینامه زیر دریایی رو گرفتن .ولی پای عمل که برسن هیچی بلد نیسن
8.مدل روشن فکر :
این مدل خودشونو عقل کل میدونن و عشق شرکت تو کلاسهای مختلفن از یوگا بگیر تامدیتیشن و ...
9.مدل سرگردون :
خانومای عزیزی که این مطلبو خوندین و جزو هیچکدوم نبودین/شما شامل ترکیب هچل هفتی از مدلای بالا هستین که به مدل سرگردون معروفه!

تفاوت های فرهنگی باخت در ایران و اروپا
مربی تیم بازنده شطرنج در اروپا:
امروز روز ما نبود و زیاد هم خوب بازی نکردیم.
مربی تیم بازنده شطرنج در ایران:
کورنومنت که افتضاح بود. هوا هم آلوده بود و اسب و فیل ما رو از نفس انداخت. زمین بازی هم به درد گوسفند چرانی میخورد.
مربی تیم بازنده والیبال در اروپا:
امروز تمرکز خوبی روی بازی نداشتیم و تیم رقیب بهتر از فرصتها استفاده کرد.
مربی تیم بازنده والیبال در ایران:
تور که سوراخ بود! توپ که باد نداشت و مربع بود و من نمیدانم فدراسیون
خجالت نمیکشد از این وضع توپ. داور اول هم بی شعور بود. من واقعا متاسفم
برای این ورزش.
مربی تیم بازنده منچ و مارپله در اروپا:
مقصر شکست امروز من بودم و دیگر هیچ. به تیم برنده هم تبریک میگم.
مربی تیم بازنده منچ و مارپله در ایران:
تاس که اصلا نمیچرخید. مارها هم که برای آنها خوش رقصی می کردند و فقط به
ما نیش میزدند. داوری هم که فاجعه! تماشاگر هم دائم توی صورت ما لیزر
انداخت…واقعا یه مشت بووووووق دارند این ورزش را اداره میکنند! خاک بر سر
ما که آمدیم توی این ورزش. و خاک بر سر تیم مقابل که با این دودرهبازیها
تیم ما را برد و خاک بر سر تماشاگری که اینطوری به بچههای ما فحش داد و
خاک…
مربی تیم بازنده واترپلو در اروپا:
بچه های ما امروز خسته بودند و نشد تاکتیکها به درستی اجرا بشه.
مربی تیم بازنده واترپلو در ایران:
آبش که خیس بود. زمین که موج داشت. تیر دروازه ها هم به اراده تیم مقابل
تکون میخورد. بازیکنان حریف هم توی آب هر کاری خواستند کردند، آب رو اصلا
نمیشد بو کرد! توپ هم که لیز بود. من نمیدونم واسه چی اصلا ما مسابقه
برگزار میکنیم.
مربی تیم بازنده فوتبال در اروپا:
تیم مقابل امروز خیلی بهتر از روزهای قبل بازی کرد و متاسفانه خط دفاع ما نتونست اونطور که باید ظاهر بشه.
مربی تیم بازنده فوتبال در ایران:
یعنی من …(از انتشار باقی کلمات معذوریم!)
منبع : خبر آنلابن

خداوند نظر به قلب ها و نیات شما میکند نه به صورت های شما
از بغض و کینه در دلهایتان بپرهیزید
کسانی که در انتظار زمان نشسته اند زمان را از دست میدهند
عشق اجازه نمیدهد هیچ عیبی را ببینیم
۳چیز پایدار نمیماند ،مال بی تجارت،علم بی بحث و ملک بی سیاست
هر چیزی بنا به دلایلی رخ میدهد چیزی به اسم اتفاق و شانس وجود ندارد
علاقه به دنیا غم و اندوه را زیاد و شکم پرستی دل را سخت می کند
هر گاه تسلط یافتی با مدارا عمل کن
مصیبت یکی است بیتابی آن را دو چندان میکند.
چه بسا ملامت شده ای که گناه ندارد
غصه میخورم که کفش ندارم یکی را دیدم که پا نداشت
مهم نیست که از کجا شروع میکنی ، مهم این است که تا کجا پیش بروی
عشق تنها مرضی است که بیمار از بودن آن لذت می برد
عشق یعنی مستی و دیوانگی-عشق یعنی با جهان بیگانگی
با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید
انسان آفریننده سرنوشت خویش است
خدمت به خلق وظیفه نیست بلکه وظیفه است
حسود را با نیکی به او تنبیه کنید
کسی که گمانش بد باشد باطنش بد میشود
آنچه بیش از هر چیز با موفقیت و خوشبختی همسویی دارد خوش بینی است
به جای اینکه تاریکی را نفرین کنی شمعی روشن کن
هر گاه بتوانیم بعد از هر شکست لبخند بزنیم شجاع خواهیم بود.
استعداد بزرگ بدون اراده بزرگ وجود ندارد.
بی مصرفترین روزها روزی است که در آن نخندیده باشید
شادمانی وظیفه ماست.
پر حرفی و پر گویی مجال تفکر را از انسان میگیرد
هر گاه دیدید کسی به موفقیتی رسیده است که شما نرسیدهاید بدانید او کارهایی کرده است که شما نکرده اید
شاد و خندان باشید و از بی حوصلگی و گوشه گیری بپرهیزید
کسی را که به تو نیازمند نیست اما دوستت دارد از دست مده
ما نهایت تلاش را میکنیم تا حقیقت را نادیده بگیریم ولی حقیقت می ماند
زندگی بیرونی شما بازتاب زندگی درونی شماست
بسیاری از سخنها از تیر نافذترند
آن قدر شکست بخور تا راه شکست دادن را بیاموزی
با تمام قدرت با افکار منفی مقابله کن
بدترین مردم کسی است که مردم از ترس او از او دوری کنند
برای اندرز خوب قیمتی نیست
پرواز را به خاطر بسپارید ، پرنده مردنیست
قلب انسان حرم خداست غیر خدا را در آن جای ندهید
یگانه راه دوست یابی آن است که در اظهار دوستی پیش قدم شوی
وقتی که تو نیستی رودخانه ای از غم و اندوه در رگ های من جاری است
لبخند زیبا ترین و ارزان ترین آرایش چهره است
در زندگی امید را از کسی سلب نکن شاید تنها چیزی باشد که دارد
شیطان شما را از فقر میترساند و به کار زشت وا میدارد
کسی آمدن عشق را نمی بیند اما از رفتنش همه خبردار می شوند
منبع:p30data.com
پسر:یعنی میشه پزشکی دانشگاه تهران قبول شم و اونجا یه دختر پولدار تور کنم و با پول باباش یه بنز آخرین سیستم بگیرمو با رفقا بزنیم بریم کنار دریا! (اینم از معرفتتون پول طرف و بگیرین و با رفقا برین عشق و حال
۲.تو خیابون تنها راه میره سرش هم پایینه…
دختر:مهم نیست تو چه رشته ای داره تحصیل می کنه اما تو فکره که در مورد همه رشته ها تقریبا عالم شه.
پسر:اگر رشته تحصیلیش تجربی باشه همش داره در مورد ریز به ریز اجزای بدن ملت فکر میکنه.
و اگه ریاضی باشه معادله ان (n) مجهولی رو ذهنی حل می کنه و زمان بندی
۳.تو مغازه لباس فروشی…
دختر:دنبال زیباترین لباس میگرده که از خریدش راضی باشه قشنگ چرخشو میزنه و
بعد خرید میکنه آخرشم از چیزی که خریده چندان راضی نیست چون دنبال
بهتریناست و دیدش مثه پسرا کوته نیست که به کم قانع هستن.
پسر:لباسای زشت رو سری انتخاب میکنه که سری برسه سر قرار نکنه دیر کنه و طرف بره انقد که یادش میره بقیه پولشو پس بگیره
۴.وقتی از یکی بدشون بیاد…
دختر:سعی میکنه طرفو نبینه یا بی محلش میکنه
پسر:تمام تلاششو یکنه آبروی طرفو ببره و ضایعش کنه.
۵.وقتی با دوستاش تو خیابون را ه میره (دوستاش هم جنسشن)…
دختر: می چسبن به هم تازه بعضیهاشون هم دست همو می گیرن با صدای آروم غیبت
می کنن یا در مورد لوازم آرایش جدیدی که خریدن حرف می زنن یا در مورد درس و
فعالیت های علمی بحث میکنن.
پسر:با ۲۰ سانت فاصله کنار هم حرکت میکنن و در مورد مسایل بی خود بحث می کنن
۶.اگه بعد از مدتی هم رو ببینن…
دختر:تا همدیگرو میبینن یه احوالپرسی گرمی میکنن بعدشم آمار بقیه رو از
همدیگه میگیرن که از حال دوستای دیگشون با خبر شن(انقد که مهربونن)
پسر: مهم نیست چند وقته هم دیگرو ندیدن فقط با یه سلام و خوبی بعدشم میگن خداحافظ(انقد که بی احساسن)
۷.وقتی می رن کتابخونه…
دختر:دنبال کتابای باحال میگرده که پر از هیجان باشه و جدیدترین کتابهای علمی که همیشه بروز باشه.
پسر :تو لیست کتابا کتابای مثلا علمی رو پیدا میکنن و بعد ریز به ریز مطالعش میکنن و اگه چیزیم ازشون بپرسی مثه بلبل جوابتو میدن
یا فقط رمان عشقی میخونن که مثلا مخ زدنشون بهتر شه
۸.وقتی بحث درس و کنکور میاد وسط…
دختر:روزی ۵ ساعت درس میخونه و آخرش یه رشته ی خوب جای خوب قبول میشه و سعی
میکنه درس رو به خدمت خودش در بیاره(ماشالاه هوش دخترا زیاده)
پسر:روزی ۲۹ ساعت مطالعه میکنه و آخرشم گند میزنه بعد میگه من میخوام برم سربازی مردو چه به درس و مشق میخوام در خدمت جامعه باشم
۹.وقتی می خوان ورزش کنن…
دختر:با یه لباس راحت میان پارک یکم تند راه میرن تا هوای پارک رو استشمام کنن بعدشم میرن باشگاه و با تمرین خودشونو ورزیده تر میکنن
پسر:خودشو میکشه که تیپ بزنه بعدش میره تو پارکا ول میچرخه که شاید بتونه مخ یکی این دخترای که صبحا میان ورزش رو بزنه
۱۰.وقتی تو خیابون یک ماشین آخرین سیستم و اسپورت می بینن…
دختر:میگه ایول عجب ماشینیه!مبارک صاحبش
پسر:با حسرت نگاه میکنه بعد اگه رانندش دختر باشه خودشونو میندازن جلوی ماشین تا شاید فرجی شه
منبع:pat-o-mat.com
تا بارگزاری کامل تصویر متحرک شکیبا باشید

تا بارگزاری کامل تصویر متحرک شکیبا باشید
داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …
جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
“روبرتو” که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.
نامه را خواندید؟
اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید :
پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود
که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را بخواند. ! “یک خط در میان”
حالا شما هم برگردید و دوباره نامه را یک خط در میان بخوانید
این رکورد بسیار عجیب در دست یک جوان به نام "جک بیبی" است که در سال 2009 به آن دست یافت. او توانست به مدت 10 ثانیه 11 مار مرگبار را در دهانش جای دهد و در این مدت هیچکدام او را نیش نزدند. این رکورد در کنار اینکه بسیار خطرناک است میزان زیادی نیز ریسک ابتلا به بیماری های مختلف در آن وجود دارد.
بزرگترین هواپیمای خورده شده
این رکورد از آن دسته دستاوردهایی است که کمتر کسی می تواند به آن فکر هم بکند. تنها کسی که به این رکورد دست یافته است "مایکل لوتیتو" یکی از افسانه های خوردن آهن است. او در سال 1990 بزرگترین نمایش خودش را آغاز کرد و در این نمایش قرار شد او یک هواپیمای سسنا را به طور کامل بخورد. پس از دو سال تلاش هیچ قطعه ای از هواپیما باقی نمانده بود که مایکل آن را نخورده باشد. او همچنین در سال 2007 و در سن 57 سالگی به علت طبیعی جانش را از دست داد.
بیشتری مسافت پرت شدن در تصادف
در یکی از شب های سال 2001 تصادفی در اتوبان های آمریکا رخ داد که طی آن یکی از رکوردهای گینس به ثبت رسید. در این تصادف "متیو مک نایت" با یک خودروی در حرکت تصادف کرد و 35 متر دورتر از محل حادثه به زمین رسید. او در این حادثه آسیب زیادی ندید و یکی از شانه ها و لگن او شکست . هنگامی که او در بیمارستان بستری بود مسئولین گینس برای ثبت رکورد به سراغ او رفتند.
تحمل بیشترین وزن روی سر
"جان ایوانس" کسی است که به خاطر رکورد دست نیافتنی اش بسیار معروف شد. او تا به حال چندین بار این رکورد را حابه جا کرده است اما هیچکس به رکورد او نزدیک هم نشده است. آخرین رکوردی که جان به ثبت رساند نه داشتن یک مینی ماینر 160 کیلویی روی سرش بود که توانست دزدیک به 33 ثانیه این کار را انجام دهد.
شاید به نظر جالب باشد تا بشنوید یک فرد به دنبال کسب رکورد سریعترین افزایش وزن است اما باید بدانید این رکورد هم اکنون در دست یک خانم به نام "دونا سیمپسون" قرار دارد. او در سا 2010 نزدیک به 273 کیلو گرم ون داشت و تصمیم گرف در طول 2 سال تنها غذاهای چرب با کالری بالا بخورد و در این مدت توانست نزدیک به 400 کیلوگرم شود. البته چندی پیش او از این رکوردشکنی شا دست برداشت تا شاید بتواند دوباره لاغر کند.
سریع ترین کاهش وزن
این رکورد یکی از سخت ترین و همچنین خطرناک ترین مورادی است که در کتاب گینس وجود دارد و تا به حال افراد زیادی بوده اند که برای رسیدن به آن تلاش کرده اند ولی در میانه راه جان خودشان را از دست داده اند. رکورد این بخش در دستان خانمی به نام "روزالی بردفورد" است که توانست در طول 3 سال نزدیک به 420 کیلوگرم وزن کم کند اما او نیز در حین کم کردن وزن به علت سکته قلبی جان خودش را از دست داد.